این روزها بیاختیاری در قیمت سکه و طلا و افزایش ۲۵ درصدی پیشبینیشده نرخ ارز، بیش از هر گروه دیگری حقوقبگیران ثابت و کارمندان دولت را مضطرب کرده است. این افراد در آغاز سال شاهد افزایش ۲۰ درصدی حقوق خود بودند که بلافاصله توسط تورم از بین رفته است، در حالی که بازار بدون توجه به دغدغههای معیشتی مردم، خود را با تورم هماهنگ میکند.
مسئولان دولت سیزدهم اکنون باید درک کرده باشند که برخلاف تصورهای قبلی و شعارهای انتخاباتی، در عمل با واقعیتهای سخت اقتصادی روبرو شدهاند. در ۳۲ ماه اول تصدی امور، اکثر رکوردهای تورمی شکسته شده است؛ به طوری که تداوم تورم ۴۰ درصدی، بیشترین نرخ رشد قیمت سکه و طلا در این بازه زمانی، و بیشترین فاصله درآمد حداقلبگیران با خط فقر، رکوردهای جدیدی در تاریخ دولتهای گذشته رقم زده است.
منسوب کردن تمام این اتفاقات به عوامل بیرونی، تحریمها، جنگ غزه، حملات اسرائیل و ارائه استدلالهای نادرست برای توجیه خطاهای عملکردی و ناکارآمدی مدیریتی، نه تنها درد مسئولان را درمان نمیکند، بلکه رنج مردم و مملکت را نیز افزایش میدهد. تا زمانی که اقتصاد در گرو سیاست و ارادههای سیاسی قرار داشته باشد و بر اساس مکانیزمهای علمی و دانش انسانی حرکت نکند، یافتن راه خروج از بحران ممکن نخواهد بود.





