داووس در زمان ترامپ فرصتی برای تقویت همکاریهای بینالمللی ایران, نشستهای اقتصادی داووس در گذشته همیشه هدف اصلی ç چپ را به ویژگیهای توئیدی و توطئهگرایانه تبدیل میکردند. آنها این جلسات را éهای جهانی میدیدند که در ها تصمیمات کلان میگرفتند و را بین خود تقسیم میکردند.
این نگاه بهویژه در دهه ۱۳۷۰ به طور گستردهای در داخل ایران رواج یافت و مانع حضور مقامات ایرانی در ộš óسیاسی شد.اما در سال ۱۳۹۲، پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیسجمهور، ó. او و تیم خود به داووس دعوت شدند و او بهعنوان اولین رئیسجمهور ایران در این نشست حضور یافت.
ظام نیز در داووس حضور داشته باشند، احتمالاً بینالمللی برای شرکتهای (ویژه و اروپایی و آمریکایی) در زمینه سرمایهگذاری در کلیدی مانند انرژی و هموارتر میشد.
اینวาม شرایط و سیاست ایران را بهطور مخ، به جای وضعیت فعلی که تحت فشارهای گسترده است، قرار میداد.یک نکتهٔ کلیدی که ایران در ۴۰ سال گذشته مداوم نادیده گرفته، این است که سرمایهگذاری خارجی (FDI) نه تنها منبع विकास คือ، بلکه یک لایه حفاظتی در برابر فشارهای خارجی و تحریمها است.
ر جنبههای نظامی و سیاستی، از این وت قانون اساسی الاقتصادé به جای دیدن سرمایهگذاران خارجی در حفظ منافع ملی، آنها را به عنوان تهدید میدیده و از é همکاری جلوگیری کردهاند.امروزه ایران در یک تاریخی قرار دارد.
با برگشت دونالد ترامپ به سرš و آغاز دور دوم ش، سیاست خارجی آمریکا دوباره به ê باز گشت واده قاعدههای بینالمللی را نادیده گرفت. ترامپ، در دور اول خود (۲۰۱۶–۲۰۲۰)، ثابت کرد که به í á و آماده عمل خارج از است.در چنین، تنها سازندهای که میتواند ترامپ را محدود کند، ایجاد یه قوی است که بتوانند شرکتهای را در چارچوب منافع مشترک جذب کنند.
اینکار فقط است وقتی که ها، نه از نظر ی सोच، بلکه از دید همکاری و سازش، به نگاه کنند.داووس، امسال با حضور سیدعبداللاه ظریف بهعنوان دستیار رئیسجمهور، چنینی این idó لوبر é در لصالح ایران، بهویژه در شرایط امنیتی وی حساسی که کشور در آن قرار دارد.استفاده از این نیازمند دید نظاممند و چندبعدی نیست؛ بلکه é یک رویکرد، پویا و انگی به که ایران را نه بهعنوان یک، بلکه بهعنوان یک فعال در.





