سانسور در سینمای ایران چالشهای پروانه نمایش، نقش شوراها و راهکارهای نهادهای صنفی, تقریباً دو هفته پیش، امیر اثباتی، طراح صحنه و گرافیست چهار بار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، در نامهای خطاب به کمال تبریزی و اعضای دیگر شورای بازبینی فیلم، نگرانیهای عمیق خود را از عملکرد این شورا بیان کرد.
او اشاره کرد که تبریزی طی سیچهل سال گذشته بیش از سایر همکاران از تصمیمات شورای پروانه نمایش صدمه دیده، اما اکنون در صف قضاوتکنندگان قرار گرفته است.\اثباتی که عضو خانه سینما و در دورهای عضو هیئتمدیره این نهاد صنفی بوده، در ادامه نامه پرسید آیا سند و اسناد بالادستی همچون قانون مشخصی وجود دارد که با ارجاع به آن، شورا بتواند قضاوتها و مأموریت خود را انجام دهد؟ او تأکید کرد که خروجی این شورا در دولتهای گوناگون متفاوت است و بر پایه مصلحتسنجیهای ادواری شکل میگیرد، نه ملاکهای شفاف و مکتوب.\سانسور نهان و قضاوت پیش از رسیدن به مخاطبدر گفتگو با دانش دوست، امیر اثباتی به دو نوع سانسور اشاره کرد سانسور علنی که در قانون آمده، و سانسور نهان که عملاً به حذف فکر و ایده هنرمند میرسد بدون آنکه در قانونی باشد.
ن اساسی و منشور حقوق بشر تضمین شده.\اثباتی با اشاره به عضویت کمال تبریزی در این شورا، پرسید چطور امکانپذیر است فردی در موقعیتی قرار بگیرد که قبلاً افرادی در همان موقعیت کار او را تعدیل، حذف یا حتی توقیف کردهاند؟ او معتقد است که اگر ملاکهای قانونی وجود دارند، باید به صورت عمومی اعلام شوند تا جا برای گفتگو باقی بماند.\چرخه معیوب پروانه ساخت و نمایشفیلمسازانی که پروانه ساخت میگیرند، داخل یک چرخه معیوب قرار میگیرند که هیچ تضمینی برای دریافت پروانه نمایش ندارد.
اثباتی با اشاره به ویدئوی داریوش مهرجویی که مجوز اکران فیلمش را جلوی صورتش میگرفت و میگفت این شیر نیست، این ماست نیست، بیان کرد سینماگرانی که خودشان فیلمساز هستند و زخمخورده، در موقعیتی قرار میگیرند که به جای مردم و جامعه، بایستند و به هنرمند دیگر بگویند این صحنه را کم کن یا آن دیالوگ را حذف کن.\او تأکید کرد که دولتها این شوراها را برای اعمالنظر خود پیش از رسیدن اثر به مخاطب فراهم کردهاند میخواهند نظر خود را پیش از مردم به نمایندگی از مردم به هنرمند تحمیل کنند.
ین مدیر نظارت و نمایش، مهدی مسعود شاهی، و اصول سهگانه پشتیبانی، هدایت و نظارت انجام داد.
او افزود در رژیم قبل هم این قضیه بود و فیلمسازان باید برای ساخت فیلم، از مسئولین وزارت فرهنگ یا شهربانی و وزارت سرزمین کسب اجازه میکردند.\مهمتر از آن، حتی دریافت پروانه نمایش هم تضمینکننده بقای فیلم نیست. اثباتی مثالهای متعددی آورد فیلمهایی مانند آدم برفی، مارمولک و خانه پدری پروانه نمایش داشتند و اکران شده بودند، اما بعداً توقیف شدند. سپس از دورهای به نمایش در آمدند و حتی تعریف و تمجید شدند.
اختیار داشته باشد. عملاً میخواهد کنترلگر باشد.
مانع گفتگوی مستقیم بین مردم و هنرمند است. او با اشاره به فیلم گاو داریوش مهرجویی در سالهای ۱۳۴۸-۱۳۴۹، یادآور شد که هنرمند با زیر پا گذاشتن قانون، فیلم را از کشور خارج کرد، در جشنواره ونیز جایزه برد و ناچار کرد حکومت عقبنشینی کند. اگر هنرمند این تلاش را نمیکرد، صاحب اثر تاریخی همانند فیلم گاو نمیشدیم.\همچنین فیلم دایره مینا مهرجویی که توقیف شد، پس از مدتی منشأ تاسیس سازمان انتقال خون گردید.
این مثالها نشان میدهد که فیلمسازان به تنهایی ناچارند راهی برای خود بیابند زیر پا گذاشتن قانون، ساختن فیلم بدون مجوز، یا رفتن به جای دیگر برای خلق اثر.\نقش حیاتی نهادهای صنفی و مدنیاثباتی نقش نهادهای صنفی، به ویژه خانه سینما، را در گفتمان آزادی هنرمند زیاد مهم و پررنگ دانست. او خاطره دوران عضویت در هیئتمدیره خانه سینما را در دولت احمدینژاد بازگو کرد آنها میخواستند خانه سینما را حذف کنند.
نهاد قدرت میگفت اینها جور فرد دیگر غیر از من فکر میکنند و باید حذف شوند.\با تلاشهای مستمر، خانه سینما توانست از ابعاد حقوقی نهاد مدنی دفاع کند و تبدیل به نمادی از مقاومت مدنی شود.
اثباتی تأکید کرد هیچ نهاد مدنی نمیتواند وابسته به دولتها بوده و باید جداگانه باشد، باید آحاد عضو خود را نمایندگی کند. او انتقاد کرد که وزارت ارشاد همچنان در انتخاب نمایندگان هیئتمدیره دخالت میکند و این با ذات نهاد مدنی منافات دارد.\ملاکهای سهگانه شرع، قانون و اخلاق مبهم هستنددر پاسخ به نامه اثباتی، رئیس سازمان سینمایی اشاره کرد که بازبینی بر پایه شرع و قانون و اخلاق انجام میشود.
اثباتی این را قابل گفتگو دانست کدام شرع؟ کدام قانون؟ کدام اخلاق؟ او پرسید شورای قبلی که فیلم علت مرگ نامعلوم را توقیف کرد، حتماً به استناد همین موارد سهگانه بازبینی کرده بود. پس از آن گروه دیگری آمدند و فیلم به نمایش درآمد و با تحسین روبرو شد.
این شفافیت کجاست؟\اثباتی با اشاره به لایحه قانون راهاندازی سازمان نظام سینمایی و حمایت از حقوق مادی و معنوی آثار سینمایی که در سال ۱۳۸۷ تدوین شده بود، تأکید کرد که نهادهای صنفی باید این گفتمان را پیش ببرند و از طریق سمینارها و افکار عمومی، مبنای سانسور را زیر سوال ببرند.\او در پایان گفت گله بزرگم از خانه سینما، پرهیز از مطرح کردن این مسائل است.
دوستان حتماً اشارههایی میکنند و بیانیه میدهند، اما این همانند مذاکرات بین مدیران است بدون دخالت اعضا. کمکم اعضا منفعل میشوند و همه اختیارات را به مدیران میسپارند.\





