عبارت ببخش و فراموش کن همواره راهکار کارآمدی نیست. حافظه بر اساس میل و اراده عملکرد نمیکند و بخشیدن تمرینی است که نیاز به زمان دارد. علاوه بر این، گاهی حتی با دانستن اینکه این سالمترین گزینه است، فرد قادر به انجام آن نیست.
برخی اوقات چنین میشود که نه میتوانید ببخشید و نه فراموش کنید. حتی با علم به اینکه این ایدهآلترین، سالمترین و حتی الزامیترین عمل برای شفای درونی و آرامش است، انجام آن ممکن نیست. چرا چنین است؟ چون هیچ ترفند جادویی برای دستیابی سریع به آن وجود ندارد و همیشه به اندازهی فکر ما یا پیشنهاد دیگران ساده نیست.
دلنشین است که گاهی حتی در ناخودآگاه یا خودآگاه فرد، انجام این کار ممکن نیست.
اکثریت ما تجربههای بدی داشتهایم. زخمهای ناشی از ناامیدی و خاطرات تلخ و صدمهزا که با خود میکشیم. همچنین به نظر میرسد قبلا چندین بار بخشیدهایم. اما برخی از این تجربهها، زخمهایی باقی میگذارند که سوزش و دردشان به سرعت از بین نمیرود.
برخی بغضها و کینهها دههها طول میکشند و التیام نمییابند، چیزهای بیشتری با ما باقی میمانند؛ و میدانیم که زیستن با این حس و حالت نه راحت است و نه سالم. در واقع، هر تلخی که تداوم یابد و مقاومت کند، توانایی ما را برای اعتماد مجدد به زندگی و مردم از بین میبرد و حس خوشبختی و سعادت را از ما میگیرد.
آیا به گمان زیاد کلیدی برای تسلط بر این شرایط وجود دارد؟
آنچه که نمیتوان بخشید یا از ذهن پاک کرد، توانایی دارد بسیاری از بخشهای زندگی ما را متحول کند.

چرا نمیتوان بخشید یا فراموش کرد؟
عبارت ببخش و فراموش کن که به طور معمول پیشنهاد میشود، یک ضربالمثل فرهنگی است که بسیاری از ما با آن بزرگ شدهایم و در ذهن مانده است. در برخی کشورهای شرقی، بخشیدن دیگران راهی برای حفظ هماهنگی اجتماعی و ارتباط با جامعه است.
در غرب اما بخشیدن دیگران مکانیزمی برای رهایی از بار احساسات منفی و بازیابی تعادل روانی است. در واقع، مردم میدانند که بخشش پیشنهادی تمرینی خوب برای بهبود سلامت روان است. مشکل عدم تعادل روانی زمانی پیش میآید که نه میتوانیم ببخشیم و نه فراموش کنیم.
علم مدتی است که این پدیده را مورد مطالعه قرار داده و روانشناسی به طور خاص به کشف تفاوتهای فردی میان افراد پرداخته است. همین تفاوتها باعث میشوند برخی از ما بتوانند زخمهای جدی مانند تهمت، خیانت، دزدی و… را ببخشند، در حالی که برخی دیگر حتی قادر به بخشش فردی که تاریخ تولدشان را فراموش کرده، نیستند.

علت این تفاوتها چیست؟
بخشش همیشه یک انتخاب شخصی است، عملی بر اساس اراده که زمانی اتفاق میافتد (یا نمیافتد) که از نظر احساسی آمادگی داشته باشیم.
بخشش فرآیندی است که بسته به هر شخصی بازه زمانی مشخصی دارد
هنگامی که نمیتوانید ببخشید یا فراموش کنید، علت آن صدمه عاطفی است که متحمل شدهید. هرچه بار آن بیشتر باشد، به زمان بیشتری نیاز دارید تا اتفاق افتاده را پردازش کنید و لایه به لایه این رنج را التیام بخشید. علاوه بر این، همه ما با یکدیگر متفاوت هستیم و شدت بهبود در همه یکسان نیست.
به طور کلی، بخشیدن افرادی که به شما صدمه زدهاند بخشی از پایان سفر شفابخش شماست. این آخرین نقطه است که در نهایت امیدوار هستید بتوانید خود را به طور کامل از مرحله و شرایط قبلی جدا کنید و یک قدم به جلو بردارید. برخی موفق میشوند این کار را سریعتر انجام دهند، چون توانایی را سریعتر پردازش و پذیرفتهاند.
از نظر دیگر، برخی هرگز در این کار موفق نمیشوند؛ یا به دلیل اینکه واقعا نمیخواهند، یا اینکه متاسفانه گیر کردهاند، به ناامیدی دچار شده و دست از تلاش میکشند؛ دچار خشم و رنجش از خود و دیگران میشوند.
ناتوانی در کنار گذاشتن احساسات منفی، با حافظه مرتبط است و به آن بازمیگردد و تبدیل به تداوم درد و رنج میشود.
بر اساس پژوهشی که در دانشگاه مونیخ (آلمان) انجام شده، تنها وقتی که بتوانیم از جان و دل ببخشیم، بهبودی روانی حاصل میشود. با این حال، افرادی که از روی اجبار و به زور میبخشند (بخشش توخالی)، التیام روانی آشکار نمیکنند، چون حس رنجش همچنان وجود دارد.

آنچه اتفاق افتاد صدمهزا میبود و شما نمیخواهید ببخشید
واضح است که بخشش یک انتخاب کاملا شخصی است. چنین تجربههایی صدمهزا وجود دارند که دردشان آنقدر زیاد است که گزینه بخشش جایی ندارد. التأکید میکنیم که افراد با یکدیگر متفاوتاند، هر تجربه منحصر به فرد است و تأثیرات متغیری بر افراد میگذارد.
رابرت انرایت، رهبر موسسه بینالمللی بخشش و از پیشگامان پژوهش در باب بخشش است. او ادعا میکند که ما بیشتر فکر اشتباهی در مورد ماهیت بخشش داریم. او معتقد است که موارد زیر را همیشه در نظر داشته باشیم
بخشیدن به این معنی نیست که از نادرستی انجامشده چشمپوشی کنید؛ وقتی میبخشید، چیزی را توجیه نمیکنید و انتظار آشتی هم ندارید.
بخشیدن دیگران عملی است برای پایان دادن به رنج، خشم و ناراحتی عاطفی شما، رنجی که میتواند شما را به حالتهای روانی ناشی از افسردگی مزمن بکشانند.
گاهی رنجش عمیق در شما باقی میماند و نحوه ارتباط شما با دیگران را متحول میکند. بخشش مرحلهای از شفای عاطفی است و همیشه پیشنهاد میشود که این قدم نهایی را بردارید. بدیهی است که این تماما به شما بستگی دارد که آن را انجام دهید یا خیر، این انتخاب شخصی شماست.

اگرچه همیشه امکان بخشیدن وجود ندارد، اما بخشش مزایای روانی زیادی دارد.
پیامدهای نبخشیدن و فراموش نکردن
هر یک از ما داستانهای خودمان، میتوانستیمها و باید انجام میدادیمها را در زندگی داریم، با این حال، هرچه بیشتر کینهورزی کنیم، کیفیت زندگی ما بدتر میشود. در واقع، وقتی نتوانیم توهین قبل را ببخشیم یا فراموش کنیم، حال و هوای ما غیرقابلدفاع میشود.
به عنوان مثال، اعتمادمان به مردم را از دست میدهیم، هراس ما را میگیرد، قربانی اضطراب و استرس پس از سانحه میشویم، بیخوابی و تکرار وقایع قبل امان ما را میبرد.
اگر کنترل زندگی برایتان دشوار است، از متخصص پشتیبانی بخواهید. تصمیمگیری درباره بخشیدن به افرادی که به شما صدمه رساندهاند، گزینهای است که میتوانید بعدا به آن فکر کنید. کاری که اکنون باید انجام دهید این است که به زخمها و ناراحتیهای روانی خود اهمیت دهید و آنها را درمان کنید.

سخن آخر این که دانشگاه سنآندرس (آرژانتین) تحقیقی انجام داده است که ادعا میکند عمل بخشش رنج عاطفی را کاهش میدهد، چون خاطرات دیگر وجود ندارند. در نتیجه، فضایی برای زمانهای تازه و شادی باقی میماند. چرا آن را امتحان نمیکنید؟





