>> چرا کارگران و کارمندان به سمت شغلهای دوم و سوم سوق میشوند؟ تحلیل دلایل اقتصادی > روند علىیافتن شغل دوم و سوم در میان کارگران و کارمندان در سالهای اخیر پدیدهای رو به گسترش تبدیل شده است. این مسیر انتخاب شده نه تنها ناشی از انتخاب شخصی است، بلکه ản ی از فشارهای اقتصادی سنگینی است که بر دوش نیروی کار وارد آمده است.
افزایش بیکران هزینههای زندگی، نرخ تورم بالا و کاهش مداوم قدرت خرید، مهمترین محرکهای این تغییر در الگوی تی هستند. نابرابری بین درآمد و هزینههای زندگی بررسی آمارهای رسمی مرکز آمار ایران bứcرهای از واقعیتهای سخت اقتصادی ترسیم میکند. در سال ۱۴۰۱، متوسط هزینه ماهیانه هر خانوار به ۱۱ میلیون و ۴۲۹ هزار تومان رسیده بود، در حالی که متوسط درآمد ماهیانه خانوارها ۱۳ میلیون و ۹۱۳ هزار تومان گزارش شده است.
اخیر روایتی تلخ از تورم رو به رشد دارد.
هزینه متوسط خانوار که در سال ۱۳۹۷ حدود ۳ میلیون و ۲۷۷ هزار تومان بود، در سال ۱۴۰۱ به ۱۱ میلیون و ۴۲۹ هزار تومان – یعنی تقریباً ۳.۵ برابری – رسیده است. این روند در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با نرخ تورم ۴۱ درصدی و ۳۲ درصدی، فشار را بر خانوارها تشدید کرده است. برآوردها نشان میدهد که هزینه متوسط ماهیانه خانوار در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۱ میلیون و ۲۷۲ هزار تومان رسیده است.
حقوق و دستمزدها در برابر تورم در مقابل جهش هزینهها، افزایش درآمدها همقدمی کامل با تورم نداشته است. کاهش یافته است.
برآوردهای بر اساس روند تورم نشان میدهد که متوسط درآمد در سال ۱۴۰۳ ممکن است به حدود ۲۴ میلیون و ۹۶۰ هزار تومان برسد، اما این رقم همچنان برای پوشش سبد کامل مصرفی خانوارهای شهری – به ویژه مسکن، بهداشت و تحصیل – ناکافی باقی مانده است. ناامنی شغلی و مدیریت ریسک علاوه بر ناکافی بودن درآمد، ناپایداری شرایط اقتصادی و ترس از بیکاری، عامل قدرتمند دیگری برای جستجوی شغل دوم است.
ندان با داشتن شغل دوم، ریسک از دست دادن شغل اصلی و قطع کامل جریان نقدینگی خانوار را به حداقل میرسانند.
اهدای مالی بلندمدت و ریسکپذیری بالا گروهی از افراد به دنبال شغلهای اضافی هستند تا به اهداف مالی کلانتری مانند خرید مسکن، خودرو یا تامین هزینه تحصیل فرزندان برسند. در همین راستا، برخی به سمت بازارهای پرریسکتری نظیر ارزهای دیجیتال، بورس و دلالی میروند تا با سودهای احتمالی، فاصله بین درآمد و هزینه را سریعتر پر کنند.
این رویکرد اگرچه فرصتساز است، اما در عین حال خانوادهها را در برابر نوسانات شدید بازار و احتمال از دست دادن سرمایه قرار میدهد. نتیجهگیری چندشغله شدن در ایران بیاختیار به یک استراتژی بقا برای بخش عظیمی از جامعه کارگری و کارمندی تبدیل شده است. تا زمانی که نرخ تورم کنترل نشود، قدرت خرید درآمدها تثبیت نشد و امنیت شغلی تضمین نگردد، این روند همچنان ادامه خواهد داشت.
سیاستگذاریهای کلان اقتصادی باید بر روی کاهش شکاف درآمد و هزینه، ایجاد اشتغال پایدار و حمایت از طبقات ضعیف متمرکز گردد تا ضرورت کار چندشغله از حالت اجباری به انتخاب آگاهانه تبدیل شود. >>





