[ad_1]
سرمقاله
برای جذب کارجویان در بازارکار راهی جز آماده سازی بستر توانایی آموزی و کارآفرینی نداریم. بیشتر از یک دهه مراکز فنی حرفه ای و دانشگاها این قضیه را در راس امور خود قرار داده اند دولت نیز با توانایی خود برای حمایتیاری کرده، اما بازار کار به قدر کافی گسترش اشکار نکرده، نرخ بیکاری بالاست، منفعت وری در حوزه های اندوخته و این چنین نیروی انسانی به شدت پایین است.
باید سیاست تبدیل فارغ التحصیلان از کارجو به کارآفرین را به گفتن یک سیاست کلان در آموزش عالی جستوجو کنیم. اگر اصرار میکنیم دانشجو باید سپس از فارغ التحصیلی از کارجو بودن به کارآفرین تبدیل بشود به این علت است که نگاه دانشگاه و جامعه به پرورش کارآفرینان معطوف بشود و از بین دانشجویان و فارغ التحصیلان، کارآفرینان تعداد بسیاری به جامعه ورود و بازار کار سرزمین را منقلب کنند.
برای حمایتاز کارآفرینان ریسک فعالیت های قسمت خصوصی و کارآفرینی در بازار کار باید به شکل منطقی افت یابد و گرفتن مجوزها برای ورود به کارهای گوناگون تسهیل و حمایتهای ملزوم از کارآفرینان در نظام پولی و بانکی پیشبینی بشود. فارغالتحصیلانی در سرزمین بیکارند که مشخص می کند در جذب و پرورش آنها بر پایه نیاز اقتصادی سرزمین و بازار کار موفق نبودهایم. برای حل این مساله نیازمند تحول روابط حاکم بر بازار کار و منفعت گیری از ظرفیت های حاضر برای بکارگیری نیروهای جویای کار هستیم.
از قبل جستوجو این بودیم که در حوزه دانشگاهها این مشکل را حل کنیم و برای همین رشتههای کارآفرینی را در دانشکده ها تاسیس کردیم و درس کارآفرینی برای زیاد از رشتهها لحاظ شد تا دانشجویان این دوره ها را بگذرانند. سپس از آن هم دانشکدههای علمی کاربردی را مخصوص سازمانها و نهادهای تخصصی در ایران تاسیس کردند که توانایی دانشجویان بالا برود.
گسترش مراکز آموزش فنی و حرفه ای نیز مهم است. این نوشته به گفتن یک تکلیف عمومی برای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تعریف شد تا از این طریق به سمت توانایی افزایی زایی در سرزمین حرکت کنیم و با گسترش مراکز آموزش فنی و حرفه ای و آموزشگاههای آزاد افراد ماهر و توانمندی برای بازار کار سرزمین پرورش شوند.
[ad_2]
منبع




