[ad_1]
وی در جواب به این سوال که به نظر میرسد بزرگ کردن ژاپن در نهایت به زیان تیم ایران همه شد و نتوانستند کارکرد باثباتی جلوی قطر داشته باشند، به نظر شما تیم ایران از نظر روحی – روانی نیاز به تحکیم و رسیدگی زیاد تر نداشت؟ خاطرنشان کرد: بازیکنانی که ما داریم باتجربه می باشند و این طور نیست که با یک برد برابر ژاپن دچار غرور شده باشند و بازی با قطر را دست کم بگیرند. در بازی با ژاپن بازیکنان با همه توان جنگیدند و همین امر جهت شد که برخی از بازیکنان در بازی با قطر آمادگی ملزوم را نداشتند اما با این وجود چند موقعیت خوب برابر قطر داشتیم که متاسفانه به گل تبدیل نشد. به باور من آن شادابی که در بازی با ژاپن داشتیم در بازی با قطر این طور نبوده است. حتی اگر گفتن کنند که بازیکنان تحت تاثییر جو و فضای بازی قرار گرفتند مورد قبول نیست. چون بازیکنان باتجربه بودند و در فضایی بدتر از فضای بازی ایران و قطر بدون هیچگونه استرس و سختی بازی کردند.
دروازهبان قبل تیم ملی فوتبال در جواب به این سوال که سپس از تحول نسلی که ۸ سال قبل با کیروش توانایی کردیم در او گفت و گو بازیکنسازی خوب عمل نکردیم و ناظر وجود بازیکنان جوان و مطرحی در فوتبال نیستیم، به نظر شما قلعه نویی با این شرایط میتواند به وعده خود در خصوص جوانگرایی عمل کند یا خیر؟ او گفت: تیم ملی، تیم باشگاهی نیست که یک دفعه همه بازیکنان آن جوان بشود. اگر قرار به جوانگرایی باشد باید این کار کمکم صورت بگیرد تا جوانان در کنار افراد باتجربه تیم ملی قرار بگیرند. به باور من تا جام جهانی زمان جوانگرایی تیم ملی وجود دارد و قلعه نویی میتواند تلفیقی از جوانان و باتجربهها را در تیم داشته باشد و این طور نباشد که نزدیک جام جهانی دست به این چنین کاری بزند. اکنون جوانان خوبی چون ترابی، قایدی، قلیزاده افرادی می باشند که در کنار افراد باتجربه تیم میتوانند با شرکت در تورنمنتهای گوناگون کمکم برای جام جهانی آنها را آماده کرد. در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ که هدایت تیم را برانکو بر مسئولیت داشت ترکیب تیم تلفیقی از جوانان و باتجربهها می بود، وجود بازیکنان شاخص در کنار جوانان جهت شده می بود تا تیم خوب و قدرتمندی داشته باشیم و این تلفیق به تیم ملی پشتیبانی میکند، این که بخواهیم تیم را یک دفعه جوان کنیم ایده خوبی نیست.
میرزاپور در برسی از کارکرد امیر قلعهنویی طی یک سال قبل و این که ماندن وی به نظرش درست می بود یا خیر؟ او گفت: چرا باید زمان را به مربیان خارجی با قرارداهای سنگین بدهیم که هیچ چیزی برای تیم ما ندارند؟ در جام ملتهای ۲۰۰۷ قلعه نویی هدایت تیم را برعهده داشت. تیم با یک پنالتی باخت و از جام حذف شد و سپس از آن هجمه بسیاری علیه قلعه نویی به وجود آمد و او را از تیم ملی کنار گذاشتند. اگر همان زمان به قلعهنویی زمان میدادند زیاد بهتر می بود. یقیناً طی یک سال قبل نیز احتمالا زیاد بازیکنان در اختیار قلعه نویی نبودند که برنامه تاکتیکی خود را به درستی پیاده کند. وجود مجدد وی میتواند به تیم ملی پشتیبانی کند و بهترین تصمیمی می بود که در این چنین شرایطی گرفته شد. قلعهنویی فردی است که همیشه از همفکری دیگران منفعت گیری میکند و بهترین تصمیم را میگیرد. الان باید دیدگاه او به طوری باشد که با منفعت گیری از نظرات کارشناسان راهکاری بیندشد که چطور به مرحله سپس جام جهانی راه اشکار کند.
وی در آخر در برسی از کارکرد بیرانوند در جام ملتهای آسیا، او گفت: طی ۶ بازی که انجام دادیم ۷ گل خوردیم، هر چند علی بیرانوند یکی از بهترین دروازهبان آسیاست اما طی چند بازی که از او ناظر بودم از نظر روحی و روانی شرایط خوبی نداشت وگرنه او دروازهبانی نیست که ۷ گل بخورد و مربی دروازهبانهای تیم ملی زیاد بهتر از اینها میتوانست با او کار کند. وی در باشگاه که می بود از نظر بدنی و روحی و روانی شرایط زیاد بهتری داشت. ضمن این که تیم هرچقدر از نظر هجومی کارکرد مساعد داشت در کار دفاع ضعیف می بود و امیدوارم قلعهنویی و همکارانش بتوانند این مشکل را تا جام جهانی رفع کنند تا همان طور که در فاز دعوا قوی هستیم در دفاع نیز به ارامش ملزوم برسیم.
[ad_2]
منبع





