شبنم مقدمی، بازیگر تئاتر و سینما، در واکنش به این اتفاق نوشت صحنه، حتما ارث پدر هیچکس نیست! اما پر آشکار است جای هرکس و ناکسی روی صحنه نیست! و نام هر لاطائلاتی که بر سکویی اجرا میشود نمایش نیست! تئاتر قداست نه، اما حرمت دارد! آبرو دارد، اصالت دارد. چطور توی چشم این همه جوان بااستعداد و قابل، که بهخون دل و هزار هزینه درس خواندهاند، دوره و کلاس گذراندهاند، هزار امید در دل پروراندهاند نگاه میکنید، در را بهرویشان میبندید، به ریششان میخندید و سپس این کارها را با این آدمها روی صحنه میفرستید؟ توضیحتان چیست؟ مسئولش کیست؟ یک نفر این افتضاح را گردن بگیرد.
مخاطبان جذب اجراهای مبتذل و غیرحرفهای خواهد شد
سید مهرداد ضیایی، بازیگر تئاتر و سینما و نویسنده، گفت این که چرا حالت تئاتر به این شکل شده، یک کلاف سردرگم و پیچیده است و من نمیتوانم نسخهای برای از بین بردن و رجوع کردن این چنین مشکل پیچیدهای ارایه دهم، اما متاسفانه در این سالها، هر گروه، هر دسته و هر مدیر و غیرمدیری تلاش و تلاشی کرده تا تئاتر را خفه کند و از هر رفتاری هم فروگذار نکردهاند. یقینا من، تماشاگران را نیز در این حالت بیتقصیر نمیبینم. تماشاگرانی که چندان آشنایی با مقوله تئاتر ندارند و فقط تئاتر را به عنوان یک وسیله سرگرمی میبینند. در رابطه با قضیه اقتصادی تئاتر هم باید به این مسئله دقت کنیم که هماکنون در همه جا دنیا، تئاتر از حوزههایی است که دولت به آن سوبسید تعلق میدهد و نمیدانم که دولت ما این سوبسید را چه میکند و اصلا در این سالها اعطا کرده یا خیر. چون هیچ گزارش روشنی در این عرصه وجود ندارد. اصلا گزارشی نمیدهند که ما سوبسید میدهیم یا نمیدهیم. گروههای نمایشی که قرار است یک تأثیر را روی صحنه ببرند باید صفر تا صد تأثیر نمایشی را خودشان تشکیل دهند. از دوختن یک لباس تا چکش زدن بر ابزار طراحی صحنه. کجای دنیا به این شکل کار میشود؟
او افزود اگر قرار باشد جلوی افراد گوناگون را برای ورود به صحنه تئاتر بگیریم، برای اینکه به نظرمان میرسد این افراد به قدر کافی آموزش ندیدهاند یا خاک صحنه نخوردهاند، درست همانند این است که عدهای نشستهاند تا بر پایه سلیقه خود بگویند چه متنی روی صحنه برود یا نرود و با تئاتر در حوزه ممیزی، برخورد سلیقهای میکنند. فکر میکنم با این تعداد تماشاخانهای که در سرزمین وجود دارد، باید همه بتوانند تئاتر کار کنند. در نهایت برایند تئاترهای حرفهای و غیرحرفهای، جریانهایی را به وجود میآورند. بله. قطعا یک جریان غیرحرفهای هم شکل میگیرد. اما در کنار این جریان غیرحرفهای، جریانهای حرفهای و تجربی هم شکل میگیرند؛ به این علت من باور به جلوگیری از وجود برخی از افراد در صحنه ندارم.
این بازیگر تئاتر ادامه داد افرادی که فعال مجازی و بلاگر میباشند یا به کلمه تئاتر غیرحرفهای کار میکنند، میتوانند اندوخته را به کار تزریق کنند. احتمالا به همین علت است که در روبروی این نوع افراد برخورد دوگانه شکل میگیرد. یعنی ممیزیها و سختگیریها و برخوردها با اهالی تئاتر حرفهای زیاد بالا و در برابر اجراهای غیرحرفهای زیاد ضعیف است. همین که افراد غیرحرفهای، اندوخته آفرینی میکنند، یعنی تعداد بسیاری از افراد را در حلقه دور خود منتفع میکنند و در عین حال که این دایره، نابلد و غیرحرفهای یا خام و حتی آداب جاهل است، اما مخاطبان را هم راضی میکند. مخاطب به همین که به یک وسیله، هرچند مبتذل، سرگرم میشود، راضی است. در واقع در این حالت همه راضی میباشند (احتمالا غیر از اهالی تئاتر حرفهای) چرا که از یک سو، رضایت عمومی جلب شده و از نظر دیگر کسب درآمد شده است؛ به این علت اگر میبینید که به اهالی تئاتر حرفهای سخت و به این افراد آسان گرفته میشود، به همین علت است.
جوانهای تحصیلکرده تئاتر به امان خود رها شدهاند

آتش تقیپور، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، گفت یورش افراد غیرتئاتری به تئاتر با دقت به فضای حاکم بر تئاتر سرزمین اصلا شگفت نیست. ضعف عمده مدیریت فرهنگی و برنامهریزی فرهنگی ما بیتوجهی به فضای تئاتر است. یقینا در مورد ورود افراد غیرحرفهای و متفرقه به فضای تئاتر اول باید این سوال را جواب داد که مگر در دیگر عرصههای سرزمین، ناظر وجود چهرههای کاملا حرفهای هستیم؟ در حوزه اقتصاد و سیاست تا چه حد حرفهای و مبتنی بر تخصص عمل میکنیم که اکنون انتظار داشته باشیم تئاتر سرزمین مبتنی بر وجود حرفهایها پیش برود؟ اگر تئاتر ما به این حالت افتاده، باید به گفتن مشتی که نمونه خروار است به ماجرا نگاه کنیم. همه چیز به همه چیز میآید. از نظر دیگر من و شمایی که روی صندلی مخاطب تئاتر مینشینیم نیز مقصر هستیم. چرا ما به تماشای آثار فاخر و با قیمت نمیرویم؟ چرا برای رفتن به تئاتر مدام حساب و کتاب میکنیم، اما برای هر موضوعی به راحتی خرج میکنیم؟ چرا هنگامی آثار ضعیف و بیقیمت جای آثار با قیمت را در صحنه تئاتر سرزمین میگیرند، اعتراض نمیکنیم؟ متاسفانه عدهای فقط در کسب درآمد و پول گرفتن (حتی به غلط) استاد شدهاند و هر جا هر امکانی برای جذب درآمد باشد حاضرند، آن هم بدون دقت به تبعات این کار، خواه این کار با محتوای زرد و سخیف باشد و خواه با دعوت از اینفلوئنسر و بلاگر مجازی.
او تصریح کرد اصلا در نقشه دولت، هیچ مسیری برای برنامهریزی درست فرهنگی و اجتماعی وجود ندارد یا اگر هم هست بیرمق و ناکارآمد است. پروین اعتصامی شعری دارد که یکی از بیتهای آن بیربط به حالت حاضر نیست. جایی که میگوید من نه پیراهن، کفن پوشیدهام این کفن، بر چشم تو پیراهن است ما فقط ظاهرمان را نگهداری کردهایم، اما در باطن حالت قشنگ است. جوانانی که تئاتر حرفهای کار میکنند اصلا حمایت نمیشوند. بچههای تئاتری جایی برای نشان دادن قابلیتهای خود ندارند و در این چنین شرایطی بلاگرها آمدهاند که در تئاتر ما خودی نشان دهند. بچههای تئاتر ما دزد و قاتل و جنایتکار نیستند. بچههای تئاتری ما نیاز به حمایتیدارند. به جای اینکه به این افراد (بلاگرها) بپردازیم، به این بپردازیم که چرا جوانان تئاتری را به امان خدا رها کردهایم.
این بازیگر تئاتر و سینما در ادامه گفت وزیر ارشاد و معاونانش باید پای تماشای تئاترهایی بنشینند که جوانها بازی یا کارگردانی میکنند. نباید سیاستهای ارشاد به سمتی برود که اگر یک اجرا حاوی نقدهای اجتماعی و سیاسی میبود زیر ضرب باشد و اگر یک اجرا حاوی این موارد نبوده است، اما سخیف میبود به راحتی و بدون هیچگونه فشاری اجرا شود. من شرمندهام. من پیر، شرمنده جوانان هستم. جوانانی که پیشرو میباشند و حتی به من درس خواهند داد. ما باید فضایی هنری فراهم کنیم که بچههایمان به لحاظ روحی و جسمی اقناع شوند. هنگامی این چنین فضایی وجود ندارد، قطعا فضاهای زرد و کثیف متولد میشود. شوراهای بازبینی به جای اینکه فقط بازبینیکننده باشند باید راهنماییکننده باشند. از آقای کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی انتظار میرود روش و خطمشی شوراهای بازبینی را بازنگری کنند. این که شورای بازبینی فقط به جستجوی این باشد که بگوید بازیگر این جمله را بگوید و آن جمله را نگوید که کار خود را به درستی انجام نداده.
وی ادامه داد شورای بازبینی باید کارشناسی کند و گروههای نمایشی جوان را اعتلا دهد. تعداد بسیاری از جوانان فعال در حوزه تئاتر سرزمین، تحصیلات لیسانس و فوق لیسانس دارند، اما در تعداد بسیاری از موارد کار آشکار نمیکنند. اگر قرار است بچههای ما در حوزه هنرهای نمایشی، تحصیلات دانشگاهی داشته باشند و کار آشکار نکنند، باید درب این دانشگاه را ببندیم.
او خاطرنشان کرد آن وقتی که من داخل دانشکده هنرهای دراماتیک شدم، دانشکده رفتن حکم سرگرمی نداشت و تا این مدت دو واحد آخر نامهام را نگذرانده بودم که به شکل کارشناس تئاتر داخل قسمت تدریس شدم. نه فقط من، بلکه بیشتر افرادی که در دانشکدههای دیگر از جمله هنرهای زیبا نیز درس خوانده بودند به شدت جذب بازار کار میشدند. چرا این اتفاق میافتاد؟ چون دانشکدهها به اندازه نیاز جامعه، دانشجو میپذیرفت، نه این که دانشکده برای پول درآوردن و کسب درآمد دانشجو بگیرد و مسئولانش هم بگویند به ما ربطی ندارد که فارغالتحصیل شدهاید و شغل ندارید. نباید جوانان را به حال خودشان رها کنیم و سپس بگوییم چرا صدمههای اجتماعی و فرهنگی زیاد شده است. اندوخته این مملکت نفت و معادن نیست، بلکه بازوهای جوانانی است که باید وطن را بسازند. اگر جوانها را به درستی پرورش ندهیم و از آنها حمایت کنیم، همان نفت و معادن را هم نابود میکنیم.





