انسیه خزعلی، معاون امور زنان در دولت سیزدهم، در اظهارنظرهای اخیر خود بر ضرورت ایجاد شرایط ویژه برای زنان در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ سالگی تأکید کرد تا بتوانند به صورت دورکار یا پارهوقت سر کار حاضر شوند و این سالها جزو سنوات خدمهشان محسوب گردد. خزعلی افزود که در صورت داشتن سه یا چهار فرزند، این تعداد به سنوات فرد اضافه شده و باعث بازنشستگی سریعتر میشود.
نه تنها میل زنان شاغل، میل کل خانواده به فرزندآوری کاهش یافته
مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز، در گفتگو با فرارو بیان کرد که اکنون ۸۰ درصد از رشتههای علوم انسانی در مقاطع عالی کشور را زنان راهاندازی میکنند. او معتقد است باروری بیشتر از مسائل اقتصادی، تابع مسائل غیراقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به عنوان مثال، تمایل اروپاییها به فرزندآوری به شدت کاهش یافته، به جز گروههای کاتولیک، در حالی که در ایالات متحده گرایش به ازدواج و فرزندآوری همچنان بالا است. افقه هشدار داد که مطالعات اقتصادی اگر متغیرهای غیراقتصادی را در مدلهای ریاضی لحاظ نکنند، نتایج دقیق نخواهند داد.
این اقتصاددان اضافه کرد یک مسئله مهم دیگر این است که خود زنان تا چه حد میل به باروری دارند. بله، وقتی زنان از آینده شغلی خود اطمینان حاصل کنند، میل بالاتری به فرزندآوری خواهند داشت. اما باید دید کارفرماها چه میزان نسبت به زنان میلدار به فرزندآوری انعطاف نشان میدهند. در ایران، مسائل اقتصادی تنها یکی از عوامل تأثیرگذار بر حال خانواده است و نمیتوان مسائل فرهنگی، سیاسی و تأثیرات ناشی از رابطه زنان و دختران با جوامع پیشرفته را نادیده گرفت. قضاوت تنها بر زنان نادرست است، زیرا عدم میل یک زن به فرزندآوری موضوعی مرتبط با معیشت کل خانواده است، نه فقط اشتغال زنان. اگر میل خانواده به فرزندآوری افت کرده، علت آن مشکلات معیشتی و اقتصادی کل خانواده است.
بدون زمانهای برابر شغلی، تنها افزایش تنش اجتماعی حاصل میشود
افقه در ادامه گفت برخی کارفرمایان در کشورهای مختلف برای کسانی که فرزند دارند، شرایط آسانتری فراهم کردهاند، اما باید پذیرفت که این شرایط بیشتر به حکومتها مرتبط است و تأثیری که میتوانند بر مشاغل خصوصی داشته باشند. مشکل ما این است که وقتی برخی دولتها با نگاههای تنگنظرانه نسبت به زنان یا با دیدگاه اینکه ماموریت زنان فقط خانهداری است، سرکار میآیند، کارفرماها و به ویژه کارفرمایان دولتی سختگیریهای بیشتری نسبت به اشتغال زنان نشان میدهند. حتی در برخی آگهیهای استخدام، استخدامها به آقایان محدود میشد؛ بنابراین دیدگاههای دولتها بسیار مهم است.
او تأکید کرد نمیشود که زنان تحصیل کنند، بر توانمندیهای آنان سرمایهگذاری شود و سپس مسیر پیشرفت را بر روی زنان ببندیم. در جامعهای زندگی میکنیم که هم زنان و هم مردان دوش به دوش هم سر کار میروند و در نتیجه باید از زنان شاغلی که فرزند دارند یا قصد فرزندآوری دارند، پشتیبانیهای دولتی شود. کارفرمای بخش خصوصی نیز اگر بداند که به لحاظ حقوقی شرایطی فراهم شده تا برای خانمها هم امکان اشتغال و هم بهرهمندی از حقوق کافی وجود داشته باشد، کوتاهی نخواهد کرد. بهرهوری زنانجامعه ما به علت تحصیلات و توانمندیها فاصلهای با مردان ندارد و زنان میتوانند با وجود فرزندآوری همچنان فعال بمانند. در نهایت باید بدانیم که نمیتوان شرایط کشورهای پیشرفته را با کشور خودمان مقایسه کرد. اما اگر دولتها به نقش مهم زنان در اشتغال دقت نکنند و زمانهای برابر و منصفانه شغلی برای زنان شکل ندهند، نتیجهای جز افزایش تنشهای اجتماعی نخواهیم دید. زنان نباید آینده خود را محدود و مسدود ببینند، چرا که نارضایتیها در بخشهای مدیریتی، اداری و اجتماعی به مرور زمان خود را در مسائل فرهنگی و به شکل عکسالعملهای اجتماعی و نافرمانیهای مدنی نشان خواهد داد.





