نقش والدین در بروز و در مان اختلالات خوردن نوجوانان؛ هشدارهای کارشناسان
به گزارش دانش دوست، وقتی والدین فرزندان خود را در سنین پایین برای خوردن غذا مجبور میکنند، آنها را تنبیه مینمایند یا در حین تغذیه با عصبانیت روبرو میشوند، بیاختیار زمینهساز بروز مشکلات جدی در آینده زندگی کودک میگردند. این رفتارهای ظاهریا ساده، میتواند ریشهی اختلالات غذایی در در از مدت باشد.
بسیاری از والدین شناخت کافی در خصوص ماهیت اختلالات خوردن — از جمله بیاشتهایی، پرخوری، کمخوری و خوردن شبانه — ندارند و نمیدانند فرزندشان دچار چنین مشکلی شده است. حتی در مواردی که والدین از وجود اختلال آگاه با شند، اغلب نمیدانند چگونه باید اقدام کنند و برخی نیز واقعیت عادات غذایی نادرست فرزندان خود را انکار مینمایند.
انکار وجود اختلال خوردن در نوجوانان، میتواند فرآیند تشخیص را به تا خیر انداخته و روند در مان را پیچیده سازد. کارشناسان تأکید میکنند که هراس والدین از پذیرش این واقعیت، واکنش طبیعی و را یجی است و تعویق در مراجعه به مشاوره، به معنای بیتفاوتی آنها نسبت به سرنوشت فرزندان نیست.
دوران نوجوانی با تغییرات جسمانی و روانی گسترده همراه است که میتواند بستر بروز اختلافات خانوادگی و اجتماعی را فراهم آورد. این شرایط باعث میشود تشخیص اختلالات غذایی در نوجوانان اغلب با تأخیر صورت گیرد. آمارها نشان میدهد که نزدیک به ۱۱ درصد از نوجوانان تا سن ۲۰ سالگی دچار انواع اختلالات خوردن میشوند.

اختلال خوردن چیست؟
اختلالات تغذیهای یا خوردن، اگرچه در ظاهر مربوط به غذا به نظر میرسند، اما در حقیقت ریشه در شرایط پیچیدهی سلامت روان دارند. این اختلالات طیف وسیعی از مشکلات را در بر میگیرند که شناختهشدهترین آنها عبارتند از بیاشتهایی عصبی (آنورکسیا)، پرخوری عصبی (بولیمیا)، اختلال پرخوری، اجتناز از غذا و سندرم خوردن شبانه.
انواع گوناگون اختلالات خوردن کدامند؟
انواع اصلی اختلالات خوردن شامل موارد زیر میباشند
بی اشتهایی عصبی (آنورکسیا)
پر اشتهایی عصبی (بولیمیا)
اختلال پرخوری
اجتناب از غذا
سندرم خوردن شبانه
بیاشتهایی عصبی (آنورکسیا)
افراد مبتلا به آنورکسیا، با وجود لاغر بودن، تصور میکنند اضافه وزن دارند و با محدود کردن شدید کالری و امتناع از غذا، سعی در کاهش وزن میکنند.
پرخوری عصبی (بولیمیا)
در این اختلال، نوجوان در با زههای زمانی خاص، مقادیر زیادی غذا به رغم حس سیری میخورد و سپس با استفراغ خودآور یا روشهای دیگر، سعی در جبران میکند. پرخوری و بالا آوردن، دو نشانه اصلی بولیمیا هستند.

پرخوری
اختلال پرخوری با پرخوری گاهبهگاه متفاوت است. در این حالت، فرد کنترل خود را از دست داده و با شدت بالا غذا میخورد، تا جایی که به صورت آزاردهنده سیر میشود یا بدون گرسنه بودن دچار پرخوری میگردد. استرس، خستگی و افسردگی از محرکهای اصلی این اختلال محسوب میشوند.
بیاشتهایی و اجتناب از غذا خوردن
در این نوع، فرد حداقل نیازهای غذایی را تا مین نمیکند و از غذاهای با رنگ، بو، بافت یا طعم خاص پرهیز میکند. هراس از عواقب خوردن (مانند خفگی) جایگزین هراس از چاقی میشود.
سندرم خوردن شبانه
مبتلا در این سندرم، از خواب بیدار شده و مقادیر قابل توجهی غذا (نزدیک به یکچهارم کالری روزانه) مصرف میکند. این بیداریها معمولا دو بار در هفته رخ میدهد.
پویایی خانواده و نقش والدین در اختلالات خوردن
مطالعات گستردهای از جمله کارهای برنیس ال. را سمن، لستر بیکر و سالوادور مینوچین در اثر خانوادههای روان-جسمانی آنورکسیا در با فت، الگوهای مشترک در خانوادههای دارای سابقه آنورکسیا را شناسایی کردهاند. نتایج حاکی از آن است که دلبستگیهای ناامن، مراقبت افراطی، سختگیری، عدم ارتباط اعضای خانواده و در گیر کردن کودکان در تعارضات والدین، احتمال بروز اختلالات غذایی را افزایش میدهد.
۱۱ درصد از دختران و پسران نوجوان در معرض خطر ابتلا به اختلالات خوردن قرار دارند.

مطالعات دیگر نشان میدهد که در خانوادههای دختری نوجوان با آنورکسیا، ویژگیهایی چون مشکلات ارتباطی (گوش ندادن و رد ارتباط)، عدم پذیرش رهبری والدین، روابط بد بین والدین و فرزندان و در گیر شدن کودکان با مشکلات والدین، رایج است. این یافتهها در باره سایر اختلالات چون بولیمیا نیز صدق میکند.
چرا اختلالات خوردن اتفاق میافتد؟
پویایی خانواده تنها عامل مؤثر نیست؛ نوجوانان در خانوادههای سالم نیز ممکن است دچار اختلال شوند. یکی از عوامل را یج، پایین بودن عزت نفس — به ویژه نگرانی از تصویر بدن — است که تأثیر عمیقی در شکلگیری این اختلالات دارد.
کی کمالگرایی به چیزی تبدیل شده که این همه رنج را برای ما به ارمغان آورده است.

اختلالاتی چون افسردگی دوقطبی میتواند نوجوان را به سمت استفاده از غذا به عنوان پاداش یا تنبیه سوق دهد و رژیمهای زیانآور مبتنی بر چرخه پرخوری و محدودیت شدید را ایجاد نماید. مقابله با این اختلالات آسان نیست؛ نوجوانان ممکن است خود را انزوا کنند و از ارتباط فرار نمایند. سرزنش، تنبیه و عدم درک، وضعیت را بدتر میسازند.
حمایت بزرگ که والدین میتوانند در قبال اختلالات خوردن فرزندان ارائه دهند
والدین میتوانند به ترین حامی با شند، اما اگر به در ستی عمل نکنند، میتوانند مخربترین عامل با شند. نقش اول والدین، شناخت الگوهای رفتاری و تشخیص زودهنگام تغییرات در رژیم غذایی است. با وجود هرگونه شک، مراجعه به متخصص ضروری است.
پس از تا یید تشخیص توسط متخصص، نگرانی والدین طبیعی است، اما سرزنش هیچ کمکی نمیکند. والدین باید از رفتارهای کودکانه با نوجوان پرهیز کرده و برای مدیریت واکنشهای پرخاشآمیز، از متخصص را هنمایی بگیرند.

دستورالعملها و قوانینی که میتوانند حمایتی با شند
مهمترین اصل، وحدت و همبستگی پدر و مادر، حمایت متقابل و ابراز احساسات است. والدین باید دستورالعملهای متخصص را پیگیری کنند و در صورت عدم اعتماد، بدون تردید مشاور دیگری را انتخاب نمایند.
اختلال خوردن نباید محور زندگی خانواده و نوجوان قرار گیرد. کودکان و نوجوانان سرشار از امید، آرزو و رویاها هستند؛ باید به سایر ابعاد زندگی آنها توجه کرد، حس آزادی و استقلال داد و از کنترل بیش از حد خودداری نمود.
در صورت عدم رعایت دستورالعملها توسط نوجوان، گفتوگوی فعال، اصلاحگرانه و انگیزشی جایگزین تنبیه میشود تا مشارکت او را ترغیب نماید.

سخت است اما ناممکن نیست
همانگونه که مشاهده شد، نقش والدین در بروز و در مان اختلالات خوردن، تعیینکننده و حیاتی است. آنها سنگ بنای آینده فرزندان خود را میسازند. با وجود پیچیدگی این چالش، کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان، گرهگشای اصلی است. حتی با پشتیبانی حرفهای، عبور از اختلال خوردن فرآیندی طولانی است که نیازمند صبر، هوش، عشق و اراده فراوان میباشد.






